|
|
|
|
|
پس از جمال اژدری که مدتها برای ارائه ی شعرش در وبلاگ منتظر ماندیم ، خوشبختانه عزیزی دیگر نیز انتظار ما را پایان داد. جناب حسین رضوی فرد ، مهندس عمران و متولد 1355، از قدیمی های انجمن شعر شهرستان کازرون است.نخستین غزلش را در سال 76 سرود و قبل از آن از سال 73 در قالب های مختلف نیمایی ، آزاد و ... شعر می گفت.اما در حال حاضر ایشان عمدتن کلاسیک کار می کنند. در طنز بسیار توانا هستند مجموعه طنز بسیار زیبای "خریّات" شامل حدود 30 دوبیتی و غزل که البته هنوز کامل نشده و مجموعه ای به نام "آکواریوم" که در سال 78 چاپ شد همچنین تعداد زیادی اشعار و مطالب طنز دیگر ، ایشان را در ردیف بهترین طنز نویسان شهرمان قرار داده است اما هنگامی که شعرهای دیگر ایشان را با موضوع های اجتماعی ، عاشقانه و ...،می خوانیم با شاعری روبرو می شویم که توانایی قابل توجه ای در سرودن این گونه اشعار نیز دارد.در همه ی سروده های ایشان با نگاهی دقیق و ریز بین روبرو هستیم همراه با تصاویری زیبا و برجسته.تخلصی که ایشان به کار می برند و نام مستعار ایشان که در پیام ها به آن بر می خورید "حُر" است. نوشته های دیگر حسین رضوی فرد را می توانید در کازرون نوشت و شهر حماسه بخوانید. امیدواریم این شعرها آغازی باشد ، (که هست )برای رضایت ایشان در ارائه ی کارهایی جدید تر و بیشتر در "آستانه". سربلندیش را آرزومندیم. "شهرام مدبری"
کازرون - دریاچه پریشان
گفتم كه باز هم "گل بابل" بياورم خورشيد ، زير سايه ديوارها گريخت 25/03/82 اي هفتمين عبور امشب بيا به قتل خودت اعتراف كن عاصي ترين عروس ؛ لبت را غلاف كن از اشك عاشقانه قدمها گذشته اند اي هفتمين عبور خودت را طواف كن ديگر غرور سهم نگاه من و تو نيست من را بلال ِ برده ی عبد مناف كن برخيز و اين گلوله ی در لوله مانده را پرتاب سوي قله ی متروك قاف كن چيزي به روز رقص عمومي نمانده است با من بخوان حديث دف و اعتراف كن. مرداد ماه 1381 َ َقسَم تو را به ساحت اين اسب بيسوار قسم به عطر كهنه ی بابونه ی بهار قسم به هر كه عاشق زيتون چشمهات شده به شرحه شرحه ی سرخ دل انار قسم به اينكه زنده و بيدار ، خشكمان زده است به خواب سيصد و نه سال كنج غار قسم به آنكه مست تو خورديم تا سَحر همگي؛ دعاي جوشن انگور را هزار قسم به درس مثنوي ني كه مي دَمي در ما به نالههاي دل سيمي سهتار قسم به من كه شاعر اين شحنههاي بي نَسَبم به "حُرّ" به حرمت اين نام مستعار قسم به تو كه فرصت آن شد كه پنبهها بزني و وا كني سر منصور را ز دار قسم بيا كه رونق عشقت فريب خلق شده كه مي خورند دروغين به زلف يار قسم بيا كه ابر، نمانده كه محو آن بشوي تو آفتابي و روشن به انتظار قسم خرداد ماه 1386 حسین رضوی فرد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 0:2 توسط آستانه
|
|
||