|
|
|
|
|
آرام علی نژاد متولد 1364 استعدادی ذاتی در شعر دارد. در ساخت تصاویر و ترکیبات و ایجاد فضاهای بکر بسیار توانا و خلاق است.انسجام موضوعی با استفاده از همین آفرینش ها در کل شعر انجام می شود.شعرهایش دغدغه هایی است که ذهنش را در همان لحظه مشغول کرده است و برای همین گاهی در تلاش برای ایجاد ارتباط با مخاطب خساست به خرج می دهد که به شعرش ضربه می زند.آرام شاعری بسیار موفق خواهد شد به شرط افزایش مطالعاتش و مهمتر از همه اینکه در کنار شعر کردن دغدغه هایش ، شعر نیز دغدغه اش بشود. شهرام مدبری همین مهلکه ی شب است که آب را جارو می زند و گلدانی را تار می تند بر این برهوت آه ای گوشواره های چارگوش اشک های مورچه ها را از هوش می برید وقتی نیم تنه ام بر جوانه های ریز پرده می کشد نمی دانم زمین دوگانه ای است که چاه را از من آب بکشد؟ یا گیس های پروانه ای را توی یک تشت چوبی چنان بسابد که دامن پف دارش روی شیرخوارگی ام آویزان شود؟ وقتی سایه ات اسطوره ای شود با بازوهای سپید و ماه را خالی از ریحان و نرده های سبز ببینید روسریت آشیانه ای می شود برای جمجمه ای که ساق های گِلی اش تک افتاده و هر روز ناخن هایش را می جود شب بی طوقی زرین لرزان از عرق کپه های خاک می شوم برای آهن قراضه ای که لا به لای درخت های زیتون الهه ی عشق شد و در قاب باران گله های خورشید را می چراند تمام تنم پدیده ای است نیم رخ شده در بالاپوش ناهید که فلوتش را شبانی کاهگلی دزدیده است می خواهم چلچراغ کویر را دسته های سگی باشم با پاهای آغشته از بوم و ریحان شاید آب را کمی بو بکشم. آرام علی نژاد 28/2/86 نه آنقدر معرکه ای با پیراهنی از یوسف نه چوپانی که ساق پاهایم را نی بزنی کاش جمعه ها شاخهایت بی درخت شوند یا درخت ها جمعه هایت را سر بکشند می خواهم به نامت شیطانی باشم بر شانه های باران با همین چند سطر شاید دریا هم ببارد آرام علی نژاد 22/2/86 |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 11:35 توسط آستانه
|
|
||